محمد مهدى ملايرى
360
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جز در آشپزخانهء شيخ عادى ممنوع و خوردن غذا هم جز از آنچه آنجا پخته مىشود حرام است . زيرا هرمزارى در آنجا داراى يك متولى است ، و اين حق آنها است كه در اين ايام غذا بدهند و حاضران مكلفند كه براى بركت از آنها غذا بگيرند و در عوض پول بپردازند . يكى از رسوم اين عيد اين است كه بزرگان يزيديه نخست تختى كه آن را « تخت ملك يزيد » مىخوانند برپا مىدارند و هر كس هديهاى تقديم مىدارد . زدن تخت و تقديم هديه عنوان مزايده دارد ، هر طايفهاى كه هديه او بيشتر باشد حق او است كه تخت را بزند ، امير شيخان هم كه بزرگ همه يزيدىها است براى احترام طايفهاى كه برنده شده و تخت را زده عبا يا پارچهء ديگرى بر روى آن تخت مىاندازد . وقتى كه تخت را زدند قوّالها با دف و دايره به دور آن مىچرخند و « شيخها » و « كوچكها » نيز تخت را بر دوش خود حمل مىكنند ، و آن را با همين آيين تا لب چشمهء سفيد كه نزديك همان محل است مىبرند و در آن چشمه تعميد مىدهند و با هلهله و شادى و تيراندازى برمىگردانند . از مراسم يكى اين است كه متولى آشپزخانهء مقام شيخ عادى در هنگام نماز شب در اين ايام فقط تاج و حله شيخ عادى را كه در همان مزار به همين اسم محفوظ است مىپوشد . گاو بزرگى را مىكشند و آن را « سماط چهل مير » يعنى « غذاى چهل مرد » مىنامند و تمام گوشت گاو را در ديگى مىاندازند و آن را بر روى آتش مىگذارند تا خوب پخته شود و گوشتها از يك ديگر جدا گردد ، در اين موقع مردها به جلو ديگ مىآيند و سعى مىكنند تا از ديگ جوشان با دست خود قطعهاى از آن گوشت بيرون بياورند ، و هركس بتواند پيش از ديگران دست خود را در ديگ جوشان فرو كند و قطعهء گوشتى هر چند كوچك و به قدر فندقى باشد بيرون بياورد و بخورد ، او به حاجتش رسيده و طاعتش قبول شده است . اين عمل البته كار آسانى نيست و غالبا با سوختن دست توام است و سرانجام هم در اثر ازدحام جمعيت ديگر بر زمين واژگون مىشود و گوشت آن را تاراج مىكنند . پس از اين كار به « آب زمزم » مىروند و آن چشمهاى است كه از زير مغارهاى كه در همان محل شيخ عادى است خارج